hinabsteigen

Aussprache: /hɪˈnapˌʃtaɪ̯ɡn̩/
Worttrennung: hin·ab·stei·gen
فعل

پایین آمدن، فرود آمدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

حرکت کردن از یک مکان بالاتر به سمت یک مکان پایین‌تر؛ پایین رفتن، فرود آمدن (مثلاً از کوه، پله‌ها، یا وسیله نقلیه).

  • Die Bergsteiger sind sicher ins Tal hinabgestiegen.کوهنوردان با اطمینان به دره پایین آمدند.
  • Er stieg die Treppe hinab, um nachzusehen, was los war.او از پله‌ها پایین رفت تا ببیند چه خبر است.