stielförmig

Aussprache: /ˈʃtiːlˌfœrmɪç/
Worttrennung: stiel·för·mig
صفت

دسته مانند، ساقه‌مانند، میله‌ای شکل

Bedeutungen

1

دارای شکلی شبیه به دسته، ساقه یا میله بلند و باریک.

  • Die Pflanze hat lange, stielförmige Blätter.این گیاه برگ‌های بلند و ساقه‌مانندی دارد.
  • Die architektonischen Säulen waren stielförmig gestaltet.ستون‌های معماری به صورت میله‌ای شکل طراحی شده بودند.
  • Er benutzte einen stielförmigen Gegenstand, um die Kerze anzuzünden.او از وسیله‌ای دسته مانند برای روشن کردن شمع استفاده کرد.