stielen
دسته وصل کردن، دسته زدن
Beispiele
- Er lieferte Material, um 52 Schaufeln zu ''stielenاو موادی را برای دسته زدن به ۵۲ بیل تامین کرد.
- Neulich am Abend, wie ich beim Wagner unsere Axt ''stielen'' hab lassen, sind a paar Leut in der Werkstatt gwesen.اخیراً عصر، وقتی تبرم را در مغازه واگنر دسته زدم، چند نفر در کارگاه بودند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
برای ابزار یا وسیلهای دسته گذاشتن یا دسته وصل کردن
- Man muss die Axt neu stielen.باید برای تبر دسته جدید گذاشت.
- Der Gärtner stielte die Schaufel, die kaputt war.باغبان برای بیل خراب شده دسته گذاشت.