فعل
ارضا کردن، فرونشاندن، شیر دادن به نوزاد
معانی و تعاریف stillen:
- به نوزاد شیر دادن.
- تشنگی، گرسنگی یا نیاز را برطرف کردن.
- درد، شورش یا ناراحتی را آرام کردن یا فرونشاندن.
جملات نمونه برای stillen:
Ist dein Hunger jetzt ''gestillt?''
آیا گرسنگیات الان «برطرف شده»؟
Ich muss unbedingt mein Kind ''stillen.''
من حتماً باید به فرزندم «شیر بدهم».
„Demnach entwickeln Kinder, die in den ersten Lebensmonaten ''gestillt'' wurden, einen um bis zu sieben Punkte höheren IQ.“
«بر این اساس، کودکانی که در ماههای اول زندگی شیر خوردهاند، ضریب هوشی تا هفت امتیاز بالاتر دارند.»