stilllegen

Aussprache: /ˈʃtɪlˌleːɡn̩/
Wortzerlegung: still·le·gen
فعل

تعطیل کردن، متوقف ساختن فعالیت، از رده خارج کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

کارخانه، نیروگاه، خودرو یا حساب بانکی را به طور رسمی و طولانی‌مدت تعطیل/غیرفعال کردن

  • Das alte Kohlekraftwerk wurde endgültig stillgelegt.نیروگاه قدیمی زغال‌سنگ برای همیشه تعطیل گردید.
  • Sie hat ihr Auto über den Winter stilllegen lassen.او ماشینش را برای فصل زمستان غیرفعال (از رده خارج موقت) کرد.