stilllegen
تعطیل کردن، متوقف ساختن فعالیت، از رده خارج کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
کارخانه، نیروگاه، خودرو یا حساب بانکی را به طور رسمی و طولانیمدت تعطیل/غیرفعال کردن
- Das alte Kohlekraftwerk wurde endgültig stillgelegt.نیروگاه قدیمی زغالسنگ برای همیشه تعطیل گردید.
- Sie hat ihr Auto über den Winter stilllegen lassen.او ماشینش را برای فصل زمستان غیرفعال (از رده خارج موقت) کرد.