stillsitzen
ساکت و بیحرکت نشستن، آروم نشستن
Bedeutungen
1
(ohne Objekt)
بدون هیچگونه حرکت، تکان یا سر و صدایی در جای خود نشستن
- Die Kinder mussten lange stillsitzen, während der Lehrer sprach.بچهها مجبور بودند مدت طولانی ساکت بنشینند، در حالی که معلم صحبت میکرد.
- Er kann einfach nicht stillsitzen, er muss immer in Bewegung sein.او اصلاً نمیتواند ساکت بنشیند، همیشه باید در حال حرکت باشد.