فعل
کوک کردن، درست بودن، رای دادن
معانی و تعاریف stimmen:
- درست بودن، صحیح بودن
- رأی دادن (به کسی/چیزی)
- کوک کردن (ساز)
- هماهنگ بودن، موافق بودن (اغلب با 'mit')
جملات نمونه برای stimmen:
Seine Gitarre ist schlecht ''gestimmt.''
گیتار او بد کوک شده است.
Für eine Partei sollte man ''stimmen.''
باید به یک حزب رای داد.
„Das EU-Parlament ''hat'' für eine Regelung ''gestimmt,'' wonach unverkaufte Kleidung nicht mehr vernichtet werden darf.“
پارلمان اروپا به آییننامهای رای داده است که بر اساس آن دیگر نباید لباسهای فروختهنشده نابود شوند.