übereinstimmen
موافق بودن، مطابقت داشتن، همخوانی داشتن
Bedeutungen
1
mit + Dativ (jemandem/etwas)
با کسی یا چیزی موافق بودن، همعقیده بودن.
- Seine Meinung stimmt mit meiner überein.نظر او با نظر من موافق است.
- Wir stimmen in dieser Frage überein.ما در این مورد همعقیده هستیم.
2
mit + Dativ (etwas)
دو یا چند چیز با هم مطابقت داشتن، همخوانی داشتن، یا یکسان بودن.
- Die Ergebnisse der beiden Studien stimmen überein.نتایج هر دو مطالعه با هم مطابقت دارند.
- Die Farben der Kleidung stimmen nicht überein.رنگهای لباس با هم همخوانی ندارند.