stimulieren
تحریک کردن، برانگیختن، محرک بودن
Beispiele
- Die Abwrackprämie sollte das Wirtschaftswachstum ''stimulieren.یارانه اسقاط خودرو باید رشد اقتصادی را تحریک کند.
- Jede Woche kommt eine Krankengymnastin, die Lucas Muskulatur ''stimuliert.هر هفته یک فیزیوتراپیست میآید که عضلات لوکاس را تحریک میکند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را (مانند رشد، فعالیت، اقتصاد) تحریک یا تشویق کردن
- Die Regierung versucht, die Wirtschaft zu stimulieren.دولت تلاش میکند تا اقتصاد را تحریک کند.
- Sport kann die Produktion von Glückshormonen stimulieren.ورزش میتواند تولید هورمونهای شادی را تحریک کند.
2
Akkusativ
یک واکنش فیزیکی یا حسی را برانگیختن
- Der Geruch von Kaffee kann die Sinne stimulieren.بوی قهوه میتواند حواس را تحریک کند.
- Bestimmte Reize stimulieren die Nervenzellen.محرکهای خاصی سلولهای عصبی را تحریک میکنند.