stinken
بوی بد دادن، گند دادن
Beispiele
- Wenn diese Stinktiere doch nicht immer so ''stänken!ای کاش این راسویها اینقدر بوی بد نمیدادند!
- Warum ''stinken'' nasse Hunde?چرا سگهای خیس بوی بد میدهند؟
Bedeutungen
1
بدون حرف اضافه
بوی بد دادن، بدبو بودن
- Der Müll stinkt schon seit Tagen.زباله از چند روز پیش بو میدهد.
- Es stinkt hier nach Rauch.اینجا بوی دود میدهد.
2
nach + Dativ
(عامیانه) از چیزی بوی بد دادن، بوی چیزی را دادن
- Die Kleidung stinkt nach Schweiß.لباسها بوی عرق میدهند.
- Das ganze Haus stinkt nach altem Essen.تمام خانه بوی غذای کهنه میدهد.