stinken

Aussprache: /ˈʃtɪŋkn̩/
Wortzerlegung: stin·ken
فعل

بوی بد دادن، گند دادن

Beispiele

  • Wenn diese Stinktiere doch nicht immer so ''stänken!ای کاش این راسوی‌ها این‌قدر بوی بد نمی‌دادند!
  • Warum ''stinken'' nasse Hunde?چرا سگ‌های خیس بوی بد می‌دهند؟

Bedeutungen

1 بدون حرف اضافه

بوی بد دادن، بدبو بودن

  • Der Müll stinkt schon seit Tagen.زباله از چند روز پیش بو می‌دهد.
  • Es stinkt hier nach Rauch.اینجا بوی دود می‌دهد.
2 nach + Dativ

(عامیانه) از چیزی بوی بد دادن، بوی چیزی را دادن

  • Die Kleidung stinkt nach Schweiß.لباس‌ها بوی عرق می‌دهند.
  • Das ganze Haus stinkt nach altem Essen.تمام خانه بوی غذای کهنه می‌دهد.