abstoßen
هل دادن به عقب/دور، راندن، دفع کردن، پس زدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas abstoßen)
چیزی را با فشار از خود دور کردن؛ دفع کردن (فیزیکی).
- Der Magnet stößt den anderen Pol ab.آهنربا قطب دیگر را دفع میکند.
- Das Boot stieß vom Ufer ab.قایق از ساحل دور شد (هل داده شد).
2
Akkusativ (jemanden / etwas abstoßen)
باعث انزجار یا عدم علاقه شدن؛ پس زدن (از نظر احساسی یا روانی).
- Sein arrogantes Verhalten abgestoßen viele Leute.رفتار متکبرانه او بسیاری از مردم را پس زد.
- Die Vorstellung, Insekten zu essen, stößt mich ab.تصور خوردن حشرات مرا منزجر میکند.
3
Akkusativ (jemanden / etwas abstoßen)
چیزی را فروختن، اغلب به دلیل عدم نیاز یا برای کسب درآمد.
- Sie musste einige ihrer alten Möbel abstoßen, um Geld zu verdienen.او مجبور شد مقداری از مبلمان قدیمی خود را بفروشد تا پول به دست آورد.
- Die Firma stößt unrentable Geschäftsbereiche ab.شرکت بخشهای تجاری زیانده را واگذار میکند.