stoßlüften

Aussprache: /ˈʃtoːsˌlʏftn̩/
Worttrennung: stoß·lüf·ten
فعل

تهویه ضربتی کردن، سریع و شدید هوا را عوض کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

پنجره‌ها را برای مدت کوتاهی کاملاً باز کردن تا هوای اتاق به سرعت عوض شود.

  • Im Winter sollte man mehrmals täglich kurz stoßlüften.در زمستان باید چندین بار در روز برای مدت کوتاهی پنجره‌ها را کاملاً باز کرد.
  • Nach dem Kochen ist es wichtig, die Küche gut durchzulüften, am besten durch Stoßlüften.بعد از آشپزی مهم است که آشپزخانه را خوب تهویه کنید، ترجیحاً با تهویه ضربتی.