herumstochern

Aussprache: /hɛˈʁʊmˌʃtɔxɐn/
Worttrennung: her·um·sto·chern
فعل

ور رفتن، هم زدن، جستجو کردن

Bedeutungen

1 in + Dativ (in etwas herumstochern)

با چوب یا ابزاری در چیزی هم زدن یا جستجو کردن (مثلاً در آتش، در غذا)، ور رفتن.

  • Er stocherte mit einem Stock im Feuer herum.او با چوبی در آتش ور می‌رفت.
  • Sie stocherte lustlos in ihrem Essen herum.او بی‌میل در غذایش ور می‌رفت.
2 in + Dativ (in etwas herumstochern)

(مجازی) در چیزی ور رفتن، کنجکاوی کردن (معمولاً به شکلی ناخوشایند یا بی‌هدف)، پیگیری کردن موضوعی.

  • Hör auf, in alten Wunden herumzustochern!دست از سر زخم‌های کهنه ور رفتن بردار!
  • Er stochert gerne in den Fehlern anderer Leute herum.او دوست دارد در اشتباهات دیگران کنجکاوی کند.