vorwärtsstolpern
به جلو تلو تلو خوردن، به سختی پیش رفتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به طور ناپایدار و با لغزش به سمت جلو حرکت کردن، اغلب به دلیل از دست دادن تعادل.
- Nach dem Schlag stolperte er vorwärts und fiel fast hin.پس از ضربه، او به جلو تلوتلو خورد و تقریباً افتاد.
- Der betrunkene Mann stolperte vorwärts die Straße entlang.مرد مست، تلوتلوخوران در طول خیابان پیش میرفت.
2
intransitiv (بدون مفعول)
در یک وضعیت یا پروژه با مشکلات و موانع زیادی روبرو شدن و به سختی پیشرفت کردن.
- Das Projekt stolpert seit Monaten vorwärts, weil die Finanzierung fehlt.پروژه ماههاست که به سختی پیش میرود زیرا بودجه کافی وجود ندارد.
- Trotz aller Schwierigkeiten stolpert die Wirtschaft langsam vorwärts.با وجود تمام مشکلات، اقتصاد به آرامی در حال پیشرفت است.