herumstolzieren
با ناز و تکبر راه رفتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با غرور و تکبر راه رفتن، خودنمایی کردن، قدم زدن به شکلی که توجه جلب کند.
- Er stolziert immer so herum, als ob er der König wäre.او همیشه طوری با تکبر راه میرود انگار که پادشاه است.
- Sie stolzierte mit ihrem neuen Kleid durch den Raum.او با لباس جدیدش با ناز در اتاق قدم میزد.