stolzieren
با غرور راه رفتن، با تکبر قدم زدن
Beispiele
- Ein Pfau ''stolziert'' durch den Garten.یک طاووس با غرور در باغ قدم میزند.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
با حالتی مغرورانه، متکبرانه یا خودنمایانه راه رفتن.
- Der Pfau stolzierte mit seinem Rad durch den Garten.طاووس با پرهای بازش در باغ خودنمایی میکرد.
- Sie stolzierte wie eine Königin über den roten Teppich.او مانند یک ملکه روی فرش قرمز با غرور راه میرفت.