stolzieren
با غرور راه رفتن، با تکبر قدم زدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
راه رفتن با حالتی مغرورانه، متکبرانه، خودنما یا با اعتماد به نفس زیاد، اغلب با قدمهای بلند و شمرده.
- Er stolzierte durch den Raum, als hätte er gerade die Welt erobert.او طوری در اتاق قدم میزد که انگار دنیا را فتح کرده است.
- Mit neuem Selbstbewusstsein stolzierte sie die Straße entlang.او با اعتماد به نفس جدید در امتداد خیابان قدم میزد.