umherstolzieren

Aussprache: /ˌʊmhɛɐ̯ʃtɔlˈtsiːʁən/
Worttrennung: um·her·stol·zie·ren
فعل

با ناز و تکبر راه رفتن، با غرور قدم زدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

با حالتی مغرورانه، متکبرانه یا خودنما در اطراف راه رفتن.

  • Er stolzierte mit erhobenem Kinn durch den Raum.او با چانه‌ای بالا گرفته در اتاق با غرور قدم می‌زد.
  • Sie stolzierte umher, als ob ihr der ganze Saal gehörte.او طوری در اطراف قدم می‌زد که انگار تمام سالن متعلق به اوست.