herumstolzieren

Aussprache: /hɛˈʁʊmˌʃtɔltsiːʁən/
Worttrennung: her·um·stol·zie·ren
فعل

با ناز و تکبر راه رفتن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

با غرور و تکبر راه رفتن، خودنمایی کردن، قدم زدن به شکلی که توجه جلب کند.

  • Er stolziert immer so herum, als ob er der König wäre.او همیشه طوری با تکبر راه می‌رود انگار که پادشاه است.
  • Sie stolzierte mit ihrem neuen Kleid durch den Raum.او با لباس جدیدش با ناز در اتاق قدم می‌زد.