Konjugierte Form
آنها/ما متوقف کردند/کردیم (گذشته ساده)
معانی و تعاریف stoppten:
- واداشتن کسی یا چیزی به توقف حرکت یا فعالیت، اغلب با استفاده از زور یا اقتدار، یا به صورت مجازی برای مهار یا جلوگیری از پیشرفت یک پدیده.
جملات نمونه برای stoppten:
Die Polizei stoppte den flüchtenden Verdächtigen nach einer wilden Verfolgungsjagd.
پلیس پس از یک تعقیب و گریز شدید، مظنون در حال فرار را متوقف کرد.
Es gelang den Behörden nicht, die illegale Einwanderung wirksam zu stoppen.
مقامات نتوانستند مهاجرت غیرقانونی را به طور مؤثر مهار کنند.