stornieren
لغو کردن (قرارداد یا سفارش)
Beispiele
- Nachdem er bemerkte, dass er den Artikel schon hatte, ''stornierte'' er den Kauf.بعد از اینکه متوجه شد آن کالا را قبلاً داشته، خرید را لغو کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
رزرو، سفارش، قرار ملاقات یا بلیطی را لغو کردن یا باطل کردن.
- Ich muss die Hotelreservierung stornieren.من باید رزرو هتل را لغو کنم.
- Sie haben den Flug wegen Krankheit storniert.آنها پرواز را به دلیل بیماری لغو کردند.