abstottern
قسطبندی کردن و پرداختن، به سختی پرداخت کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas abstottern)
یک بدهی، وام یا مبلغی را به صورت قسطی و با زحمت زیاد پرداخت کردن؛ قسطبندی کردن.
- Er versucht, seine Schulden langsam abzustottern.او سعی میکند بدهیهایش را به آرامی و با اقساط کم پرداخت کند.
- Die Firma hat den Kaufpreis über mehrere Jahre abgestottert.شرکت قیمت خرید را طی چندین سال قسطبندی کرد و پرداخت.