hinströmen
به سمت جایی سرازیر شدن, هجوم آوردن, جاری شدن
Bedeutungen
1
zu + Dativ / in + Akkusativ
مایع یا جمعیت به سمت جایی جاری شدن، سرازیر شدن یا هجوم آوردن
- Die Menschen strömten zu dem Konzert hin.مردم به سمت کنسرت سرازیر شدند.
- Das Wasser strömte in den Fluss hinein.آب به سمت رودخانه جاری شد.