ausströmen
متصاعد شدن، تراوش کردن، فوران کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
چیزی (مانند بو، گاز، گرما) از یک منبع به بیرون پخش شدن.
- Aus der Küche strömte ein köstlicher Duft.بوی خوشمزهای از آشپزخانه به مشام میرسید.
- Warme Luft strömte aus dem offenen Fenster.هوای گرم از پنجره باز به بیرون میآمد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas ausströmen)
نور، انرژی یا مایعات را به بیرون فرستادن یا تراوش کردن.
- Die Lampe strömte ein sanftes Licht aus.لامپ نوری ملایم منتشر میکرد.
- Der Vulkan strömte Lava aus.آتشفشان گدازه فوران کرد.