hindurchströmen
از میان چیزی جاری شدن، سرازیر شدن
Bedeutungen
1
intransitiv (oft mit durch + Akkusativ)
از میان چیزی (مایع، گاز، هوا، جمعیت) به صورت پیوسته و روان جریان یافتن یا عبور کردن.
- Das Wasser strömte durch die Ritzen des alten Daches hindurch.آب از میان شکافهای سقف قدیمی به بیرون سرازیر شد.
- Die Menschenmenge strömte langsam durch die engen Gassen hindurch.جمعیت مردم به آرامی از میان کوچههای تنگ سرازیر شد.