vorbeiströmen
از کنار چیزی یا کسی به صورت روان عبور کردن
Bedeutungen
1
an + Dativ (an etwas vorbeiströmen)
جاری شدن، روان شدن یا عبور کردن (برای مایعات، گازها، یا چیزهایی که مانند جریان حرکت میکنند) از کنار کسی یا چیزی.
- Das Wasser strömte an den Steinen vorbei in Richtung Meer.آب از کنار سنگها به سمت دریا جاری شد.
- Der Rauch strömte langsam an uns vorbei.دود به آرامی از کنار ما عبور کرد.
2
an + Dativ (an jemandem / an etwas vorbeiströmen)
عبور کردن یا رد شدن (برای افراد، وسایل نقلیه، یا گروهها) از کنار کسی یا چیزی به صورت پیوسته و بدون توقف.
- Die Menschenmenge strömte an dem Denkmal vorbei.جمعیت از کنار بنای یادبود عبور کرد.
- Autos strömten unablässig an der Unfallstelle vorbei.ماشینها به طور مداوم از کنار محل حادثه عبور میکردند.