zuströmen
سرازیر شدن، هجوم آوردن، جاری شدن
Beispiele
- Gemeinsam mit den anderen Festivalgästen ''strömen'' wir auf die Stände mit den Erfrischungsgetränken ''zu''.همراه با دیگر مهمانان جشنواره به سمت غرفههای نوشیدنی سرازیر میشویم.
- Aus dem Norden ''strömte'' kalte Luft ''zu''.هوای سردی از شمال سرازیر شد.
Bedeutungen
1
zu + Dativ
به سمت جایی هجوم آوردن، سرازیر شدن (معمولاً در مورد جمعیت یا مایعات)
- Die Menschen strömten zum Konzertsaal zu.مردم به سمت سالن کنسرت هجوم آوردند.
- Das Wasser strömte in die tieferen Becken zu.آب به سمت حوضچههای عمیقتر سرازیر شد.