hineinströmen
به درون سرازیر شدن, به داخل هجوم آوردن
Bedeutungen
1
in + Akkusativ (in etwas hineinströmen)
مایعات، گازها، جمعیت به داخل یک فضا یا مکان سرازیر شدن یا جاری شدن.
- Das Wasser strömte in den Keller hinein.آب به داخل زیرزمین سرازیر شد.
- Nach dem Konzert strömten die Menschen in die U-Bahn hinein.پس از کنسرت، مردم به داخل مترو هجوم آوردند.
2
in + Akkusativ (in etwas hineinströmen)
مجازی: به داخل چیزی نفوذ کردن، وارد شدن (مثلاً اطلاعات، احساسات، ایدهها).
- Neue Ideen strömten in seinen Kopf hinein.ایدههای جدید به درون ذهنش سرازیر شدند.
- Die Informationen strömten unaufhörlich in die Datenbank hinein.اطلاعات به طور مداوم به درون پایگاه داده وارد میشدند.