straßenlos

Aussprache: /ˈʃtʁaːsn̩loːs/
Worttrennung: stra·ßen·los
صفت

بدون جاده، فاقد جاده

Bedeutungen

1

مکانی که هیچ جاده‌ای در آن وجود ندارد یا جاده‌های آن قابل استفاده نیستند.

  • Das abgelegene Dorf war straßenlos und nur zu Fuß erreichbar.روستای دورافتاده جاده نداشت و فقط با پا قابل دسترسی بود.
  • Nach dem Sturm war die Region fast straßenlos.پس از طوفان، منطقه تقریباً جاده‌ای نداشت.
  • Wir fuhren durch eine straßenlose Landschaft.ما از میان منظره‌ای بدون جاده عبور کردیم.