straßenlos
بدون جاده، فاقد جاده
Bedeutungen
1
مکانی که هیچ جادهای در آن وجود ندارد یا جادههای آن قابل استفاده نیستند.
- Das abgelegene Dorf war straßenlos und nur zu Fuß erreichbar.روستای دورافتاده جاده نداشت و فقط با پا قابل دسترسی بود.
- Nach dem Sturm war die Region fast straßenlos.پس از طوفان، منطقه تقریباً جادهای نداشت.
- Wir fuhren durch eine straßenlose Landschaft.ما از میان منظرهای بدون جاده عبور کردیم.