abstrafen
مجازات کردن، تنبیه کردن (به ویژه در زمینه مالی یا بازار)
Beispiele
- Der Smartphone-Hersteller bekommt die Konkurrenz immer stärker zu spüren und wurde für die enttäuschenden Quartalszahlen an der Börse gründlich ''abgestraft:'' Um mehr als 13 Prozent brachen die Palm-Papiere ein.تولیدکننده گوشیهای هوشمند رقابت را به طور فزایندهای احساس میکند و به دلیل نتایج ناامیدکننده سهماهه در بورس به شدت ''مجازات شد'': سهام پالم بیش از ۱۳ درصد سقوط کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
به شدت مجازات کردن، تنبیه کردن، جریمه کردن (معمولاً به دلیل تخلف یا اشتباه)
- Der Richter strafte den Täter hart ab.قاضی مجرم را به شدت مجازات کرد.
- Die Mannschaft wurde für ihr Fehlverhalten abgestraft.تیم به خاطر رفتار نادرستش جریمه شد.