صفت
سفت، محکم، تنگ، راست و کشیده
جملات نمونه برای stramm:
„Bei sehr schlanken Beinen kann eine Strumpfhose Falten werfen, kaufe Dir dann eine Stützstrumpfhose. Die sitzen an den Beinen ohnehin etwas ''strammer.''“
«برای پاهای بسیار لاغر، جوراب شلواری ممکن است چروک شود، پس یک جوراب شلواری ساپورت بخر. آنها به هر حال کمی تنگتر روی پاها مینشینند.»
Frühmorgens geht das Kleid bis zum Knie - und das Fräulein ins Büro. - Das Kleid sitzt ''stramm'' auf der Anatomie - und läßt keinen Raum für die Phantasie. - Man sieht den Bestand ja auch so. […]
صبح زود لباس تا زانو میرسد - و دوشیزه به اداره میرود. - لباس محکم روی بدن مینشیند - و جایی برای تخیل باقی نمیگذارد. - موجودیت را هم همینطور میتوان دید. [...]