فعل
با پا تکان دادن، لگد زدن (مانند نوزاد)، تقلا کردن
معانی و تعاریف strampfen:
- با پاها حرکتهای سریع و بیهدف انجام دادن، معمولاً توسط نوزادان یا کسی که در آب است.
- با تلاش زیاد و با حرکت پاها (مانند رکاب زدن دوچرخه) حرکت کردن.
جملات نمونه برای strampfen:
Danach lehnte man sich tapfer zurück in die mittleren 1960er-Jahre und ''strampfte'' beherzt alte Amphetaminmissbrauch-Klassiker wie The Kids Are Alright, I Can See For Miles und My Generation.
«بعد از آن، شجاعانه به اواسط دهه ۱۹۶۰ برگشتیم و با قاطعیت آهنگهای قدیمی سوء مصرف آمفتامین مانند The Kids Are Alright، I Can See For Miles و My Generation را با پا تکان دادیم.»
Das Baby strampft vor Freude mit den Beinen.
نوزاد از خوشحالی با پاهایش دست و پا میزند.
Er strampfte im Wasser, um nicht unterzugehen.
او در آب دست و پا میزد تا غرق نشود.