Konjugierte Form
تقلا کردن، دست و پا زدن
معانی و تعاریف strampften:
- با پاها به شدت و بیهدف تکان خوردن یا لگد زدن، اغلب در تلاش برای رهایی از بند یا در موقعیتهای اضطراری.
جملات نمونه برای strampften:
Das gefangene Tier strampfte verzweifelt, um sich aus dem Netz zu befreien.
حیوان گرفتار شده به شدت تقلا میکرد تا خود را از تور رها کند.
Obwohl er gefesselt war, strampfte er mit aller Kraft gegen seine Entführer.
اگرچه او بسته شده بود، اما با تمام قدرت علیه ربایندگانش لگد میزد.