strandwärts
به سمت ساحل
Bedeutungen
1
در جهت ساحل، به سوی ساحل.
- Wir gingen langsam den Weg strandwärts.ما به آرامی در مسیر به سمت ساحل رفتیم.
- Das Schiff fuhr strandwärts, um Anker zu werfen.کشتی برای انداختن لنگر به سمت ساحل حرکت کرد.
- Die Möwen flogen laut schreiend strandwärts.مرغهای دریایی با فریاد بلند به سمت ساحل پرواز کردند.