strapaziös

Aussprache: /ʃtʁapaˈt͡si̯øːs/
Worttrennung: stra·pa·zi·ös
صفت

طاقت‌فرسا، خسته‌کننده، پرزحمت

Bedeutungen

1

کاری که به تلاش زیاد، استقامت و انرژی بدنی یا ذهنی فراوان نیاز دارد؛ طاقت‌فرسا و خسته‌کننده.

  • Die Wanderung durch die Berge war sehr strapaziös.پیاده‌روی در کوه‌ها بسیار طاقت‌فرسا بود.
  • Er hat einen strapaziösen Job, der lange Arbeitszeiten erfordert.او شغلی پرزحمت دارد که نیازمند ساعات کاری طولانی است.
  • Die Reise war lang und strapaziös, aber wir sind gut angekommen.سفر طولانی و خسته‌کننده بود، اما ما به خوبی رسیدیم.