straufen

Aussprache: /ˈʃtʁaʊ̯fn̩/
Wortzerlegung: strau·fen
فعل

از ساقه جدا کردن (میوه)

Beispiele

  • Da liegt der Gegensatz zwischen dem Abzwacken, das der Kirsche ihren Stiel beläßt, und dem ''Straufen,'' Strupfen oder Rupfen, das den Stiel von der Kirsche trennt, ihn am Baum hängen läßt.در اینجا تضاد بین چیدن (که ساقه گیلاس را باقی می‌گذارد) و جدا کردن از ساقه، پوست کندن یا کندن (که ساقه را از گیلاس جدا می‌کند و آن را روی درخت باقی می‌گذارد) وجود دارد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را محکم کشیدن یا سفت کردن (کاربرد بسیار نادر و کهن).

  • Er straufte das Seil, um es zu spannen.او طناب را کشید تا آن را محکم کند.
  • Die alten Handwerker wussten, wie man Leder strauft.صنعتگران قدیمی می‌دانستند چگونه چرم را محکم کنند.
2 Akkusativ

چیزی را از چیزی کندن یا جدا کردن (کاربرد بسیار نادر و کهن).

  • Man straufte die Rinde vom Baum.پوست درخت را کندند.
  • Der Dieb straufte ihm die Geldbörse ab.دزد کیف پول را از او قاپید.