zurückstreben
میل به بازگشت داشتن، به سوی عقب کشیده شدن
Bedeutungen
1
nach + Dativ (یا بدون حرف اضافه با مقصد)
تلاش کردن برای بازگشت، آرزوی بازگشت داشتن (به یک مکان یا حالت).
- Nach Jahren im Ausland strebte er nach seiner Heimat zurück.پس از سالها در خارج از کشور، او به سوی وطن خود بازگشت.
- Die Erinnerungen strebten in seine Gedanken zurück.خاطرات به سوی ذهنش بازگشتند.
2
intransitiv (بدون مفعول)
تمایل به بازگشت به حالت یا مکان اولیه (فیزیکی یا انتزاعی).
- Die Wirtschaft strebt langsam zurück zu ihrem früheren Niveau.اقتصاد به آرامی به سوی سطح قبلی خود بازمیگردد.
- Nach der Krise strebt die Gesellschaft zu alten Werten zurück.پس از بحران، جامعه به سوی ارزشهای قدیمی بازمیگردد.