zurückstreben

Aussprache: /t͡suˈʁʏkˌʃtʁeːbn̩/
Worttrennung: zu·rück·stre·ben
فعل

میل به بازگشت داشتن، به سوی عقب کشیده شدن

Bedeutungen

1 nach + Dativ (یا بدون حرف اضافه با مقصد)

تلاش کردن برای بازگشت، آرزوی بازگشت داشتن (به یک مکان یا حالت).

  • Nach Jahren im Ausland strebte er nach seiner Heimat zurück.پس از سال‌ها در خارج از کشور، او به سوی وطن خود بازگشت.
  • Die Erinnerungen strebten in seine Gedanken zurück.خاطرات به سوی ذهنش بازگشتند.
2 intransitiv (بدون مفعول)

تمایل به بازگشت به حالت یا مکان اولیه (فیزیکی یا انتزاعی).

  • Die Wirtschaft strebt langsam zurück zu ihrem früheren Niveau.اقتصاد به آرامی به سوی سطح قبلی خود بازمی‌گردد.
  • Nach der Krise strebt die Gesellschaft zu alten Werten zurück.پس از بحران، جامعه به سوی ارزش‌های قدیمی بازمی‌گردد.