zustreben
در تلاش بودن برای رسیدن به، به سوی چیزی کوشیدن
Beispiele
- Wie gesagt, bestimmen die Enden der mit schwarzen Kreisen versehenen vertikalen Linien die Grenzzustände, denen die Atome ''zustreben'', indem sie Elektronen abgeben, oder sich zugesellen.همانطور که گفته شد، انتهای خطوط عمودی که با دایرههای سیاه مشخص شدهاند، حالتهای حدی را تعیین میکنند که اتمها با از دست دادن الکترونها به آنها "در تلاش برای رسیدن" هستند، یا به آنها میپیوندند.
Bedeutungen
1
Dativ
به سوی چیزی حرکت کردن یا رفتن (معمولاً با هدف یا تمایل).
- Das Schiff strebte dem Hafen zu.کشتی به سوی بندر حرکت میکرد.
- Alle Bemühungen strebten einem gemeinsamen Ziel zu.تمام تلاشها به سوی یک هدف مشترک گرایش داشتند.
2
Dativ
به چیزی تمایل داشتن، چیزی را هدف قرار دادن یا آرزو کردن.
- Er strebte einer höheren Position zu.او به یک موقعیت بالاتر تمایل داشت.
- Die Firma strebt einer Expansion auf dem Weltmarkt zu.شرکت به گسترش در بازار جهانی تمایل دارد.