fortstreben

Aussprache: /ˈfɔʁtˌʃtreːbn̩/
Worttrennung: fort·s·tre·ben
فعل

میل به دور شدن داشتن، آرزوی رفتن داشتن، پیش رفتن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

به جلو حرکت کردن یا پیش رفتن (فیزیکی یا انتزاعی)، تلاش برای رسیدن به جایی.

  • Die Mannschaft strebt fortan nach dem Sieg.تیم از این پس به سوی پیروزی تلاش می‌کند.
  • Der Fluss strebt fort in Richtung Meer.رودخانه به سمت دریا جریان دارد.
2 intransitiv (بدون مفعول)

دور شدن یا عزیمت کردن از مکانی، میل به ترک کردن.

  • Er strebte fort von seinem alten Leben.او از زندگی قدیمی خود دور شد.
  • Nach dem Studium strebte sie fort, um die Welt zu sehen.پس از تحصیل، او برای دیدن جهان عزیمت کرد.