hochstrecken
بالا بردن، کشیدن به سمت بالا، صاف کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas hochstrecken)
دست، پا، بازو یا قسمتی از بدن را به سمت بالا دراز کردن یا کشیدن.
- Die Kinder streckten ihre Hände hoch, um die Aufmerksamkeit des Lehrers zu bekommen.بچهها دستهایشان را به سمت بالا دراز کردند تا توجه معلم را جلب کنند.
- Nach dem Aufwachen streckte er seine Beine hoch.بعد از بیدار شدن، او پاهایش را به سمت بالا کشید.
2
Akkusativ (jemanden / etwas hochstrecken)
به صورت مجازی، چیزی را به سمت بالا کشیدن، بلند کردن یا افزایش دادن.
- Der Künstler streckte die Linien seiner Zeichnung hoch.هنرمند خطوط نقاشی خود را به سمت بالا کشید (بلندتر کرد).
- Die Firma streckte ihre Gewinne hoch in diesem Quartal.شرکت سود خود را در این فصل به سمت بالا کشید (افزایش داد).