فعل
رنگ زدن، نوازش کردن، خط زدن
معانی و تعاریف streichen:
- چیزی را با قلم یا برس رنگ کردن.
- چیزی را حذف کردن، خط زدن (از لیست، متن).
- به آرامی و با محبت دست کشیدن روی چیزی، نوازش کردن.
- (اقتصادی) یک شغل یا موقعیت را لغو کردن، حذف کردن.
- (فیزیک) حرکت کردن، عبور کردن (باد، جریان).
جملات نمونه برای streichen:
Die Bank ist frisch ''gestrichen''!
نیمکت تازه رنگ شده است!
Sie ''strich'' ihm sanft übers Haar.
او به آرامی موهایش را نوازش کرد.
„Am Bugspriet standen die Kapitäne und ''strichen'' sich besorgt die Bärte, denn die Jahreszeit der Meeresstürme stand bevor.“
«کاپیتانها روی عرشه سینه کشتی ایستادند و با نگرانی ریشهای خود را نوازش کردند، زیرا فصل طوفانهای دریایی فرا رسیده بود.»