einstreichen

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌʃtraɪ̯çn̩/
Wortzerlegung: ein·strei·chen
فعل

پوشاندن (با مایع یا چربی)، کسب کردن (پول، سود)

Beispiele

  • Ich habe den alten Fensterrahmen mit Beize ''eingestrichen'', die muss jetzt eine Weile einwirken.من قاب پنجره قدیمی را با رنگ پوشاندم، باید مدتی بماند تا اثر کند.
  • Ich habe bei dem Geschäft eine nette Provision ''eingestrichen'', ich kann nicht klagen.من از این معامله سود خوبی کسب کردم، نمی‌توانم شکایت کنم.
  • Diese Passage hier muss der Autor noch ''einstreichen''.این قسمت را نویسنده هنوز باید حذف کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را روی سطحی مالیدن یا پخش کردن (مانند کره روی نان)

  • Sie streicht Butter auf ihr Brot.او کره روی نانش می‌مالد.
  • Der Maler streicht die Farbe gleichmäßig auf die Leinwand.نقاش رنگ را به طور یکنواخت روی بوم می‌مالد.
2 Akkusativ

پول یا سود را به دست آوردن، به جیب زدن، کسب کردن

  • Er hat viel Geld mit diesem Geschäft eingestrichen.او پول زیادی از این معامله به جیب زد.
  • Die Firma konnte hohe Gewinne einstreichen.شرکت توانست سودهای بالایی کسب کند.
3 Akkusativ

چیزی را دریافت کردن (معمولاً غیرمادی، مانند تعریف، انتقاد یا توبیخ)

  • Er hat ein großes Lob für seine Arbeit eingestrichen.او برای کارش تحسین زیادی دریافت کرد.
  • Nach dem Fehler musste er eine Rüge einstreichen.بعد از اشتباه، او مجبور شد توبیخ شود.
4 Akkusativ

خطی از متن یا ورودی را حذف کردن، خط زدن

  • Der Redakteur strich einige Sätze aus dem Artikel ein.ویراستار چند جمله را از مقاله حذف کرد.
  • Sie musste den falschen Eintrag in der Liste einstreichen.او مجبور شد ورودی اشتباه را در لیست خط بزند.