streichfähig

Aussprache: /ˈʃtʁaɪ̯ç.fɛːç/
Worttrennung: streich·fä·hig
صفت

قابل پخش شدن

Bedeutungen

1

ماده‌ای که به راحتی روی سطحی مانند نان پخش می‌شود؛ نرم و قابل مالیدن.

  • Die Butter war weich und gut streichfähig.کره نرم و به خوبی قابل پخش شدن بود.
  • Dieser Frischkäse ist sehr cremig und streichfähig.این پنیر خامه‌ای بسیار نرم و قابل پخش شدن است.
  • Sie suchte nach einer streichfähigen Margarine für ihr Frühstück.او به دنبال مارگارینی قابل پخش شدن برای صبحانه‌اش بود.