umherstreichen
پرسه زدن، گشتن، ولگردی کردن
Bedeutungen
1
Nominativ (Subjekt)
بدون هدف مشخصی در اطراف حرکت کردن، پرسه زدن، گشتن؛ اغلب برای توصیف حیوانات یا افراد بیهدف.
- Die Katze streifte umher, um Futter zu suchen.گربه برای یافتن غذا پرسه میزد.
- Er streifte stundenlang durch die Stadt.او ساعتها در شهر پرسه زد.