herumstreifen
پرسه زدن، گشتن، کاوش کردن
Bedeutungen
1
بدون حالت گرامری خاص (اغلب با قید مکان)
بدون مقصد خاصی در اطراف پرسه زدن یا گشت و گذار کردن، مانند حیوان یا فردی که در حال کاوش یا جستجوی چیزی است.
- Der Wolf streifte durch die Wälder auf der Suche nach Beute.گرگ برای یافتن طعمه در جنگلها پرسه میزد.
- Wir sind gestern durch die Altstadt gestreift und haben viel entdeckt.ما دیروز در شهر قدیمی گشتیم و چیزهای زیادی کشف کردیم.