herumstreifen

Aussprache: /hɛˈrʊmˌʃtraɪ̯fn̩/
Worttrennung: her·um·strei·fen
فعل

پرسه زدن، گشتن، کاوش کردن

Bedeutungen

1 بدون حالت گرامری خاص (اغلب با قید مکان)

بدون مقصد خاصی در اطراف پرسه زدن یا گشت و گذار کردن، مانند حیوان یا فردی که در حال کاوش یا جستجوی چیزی است.

  • Der Wolf streifte durch die Wälder auf der Suche nach Beute.گرگ برای یافتن طعمه در جنگل‌ها پرسه می‌زد.
  • Wir sind gestern durch die Altstadt gestreift und haben viel entdeckt.ما دیروز در شهر قدیمی گشتیم و چیزهای زیادی کشف کردیم.