umherstreifen
پرسه زدن، سرگردان بودن، گشتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
بدون هدف مشخصی پرسه زدن یا گشت زدن در یک منطقه.
- Er streifte stundenlang durch die Stadt.او ساعتها در شهر پرسه زد.
- Die Tiere streifen nachts umher, um Nahrung zu suchen.حیوانات شبها برای یافتن غذا پرسه میزنند.