صفت
ستیزهجو، اهل بحث و جدل، آماده مبارزه (کهنه: قادر و آماده برای جنگ)
جملات نمونه برای streitbar:
Im Fernsehen läuft gerade eine hitzige Diskussion zwischen zwei sehr ''streitbaren'' Politikern.
در تلویزیون در حال حاضر یک بحث داغ بین دو سیاستمدار بسیار ستیزهجو در جریان است.
„Und Politikerkollegen des ''streitbaren'' NRW-Ministers sorgen sich um das geplante Steuerabkommen zwischen Deutschland und der Schweiz.“
«و همکاران سیاسی وزیر ستیزهجوی ایالت نوردراین-وستفالن نگران توافقنامه مالیاتی برنامهریزی شده بین آلمان و سوئیس هستند.»