فعل
تنگ بودن، تنگ کردن؛ تقلا کردن، زحمت کشیدن
معانی و تعاریف stremmen:
- این فعل استاندارد نیست و در لغتنامههای رایج آلمانی یافت نمیشود. احتمالاً یک اشتباه تایپی برای 'stemmen' یا یک اصطلاح بسیار نادر/منطقهای است.
جملات نمونه برای stremmen:
Die Jacke ''stremmt'' an den Ärmeln.
ژاکت در قسمت آستینها تنگ است.
Oma schneidet, setzt zusammen, näht sich nun ein Hemd, will dann allen Flachs verdammen, weil das Hemd so ''stremmt.''
مادربزرگ برش میزند، کنار هم میگذارد، سپس پیراهنی برای خودش میدوزد، میخواهد همه کتان را لعنت کند، چون پیراهن تنگ است.
Das Verb 'stremmen' ist in der deutschen Standardsprache nicht gebräuchlich.
فعل 'stremmen' در زبان استاندارد آلمانی رایج نیست.