strenggläubig

Aussprache: /ˈʃtʁɛŋˌɡlɔɪ̯bɪç/
Worttrennung: streng·gläu·big
صفت

متعصب مذهبی، سرسخت در ایمان، بسیار دین‌دار

Bedeutungen

1

کسی که به شدت به اصول و عقاید مذهبی خود پایبند است و انعطاف کمی در برابر دیدگاه‌های دیگر دارد.

  • Er ist ein strenggläubiger Muslim und befolgt alle Regeln.او یک مسلمان متعصب است و تمام قوانین را رعایت می‌کند.
  • Ihre Familie ist sehr strenggläubig und besucht jeden Sonntag die Kirche.خانواده او بسیار سرسخت در ایمان هستند و هر یکشنبه به کلیسا می‌روند.
  • Der strenggläubige Lehrer erlaubte keine Diskussionen über Religion im Unterricht.معلم متعصب مذهبی اجازه بحث در مورد دین را در کلاس نمی‌داد.