streufähig

Aussprache: /ˈʃtʁɔɪ̯ˌfɛːɪç/
Worttrennung: streu·fä·hig
صفت

قابل پاشیدن، پاشیدنی

Bedeutungen

1

ماده‌ای که به راحتی می‌توان آن را پخش کرد یا پاشید، مانند نمک، شن یا کود.

  • Das Salz ist streufähig und hilft gegen Eis.نمک پاشیدنی است و به یخ کمک می‌کند.
  • Wir brauchen streufähiges Material für den Winter.ما به مواد پاشیدنی برای زمستان نیاز داریم.
  • Der Dünger muss streufähig sein, um ihn gleichmäßig zu verteilen.کود باید پاشیدنی باشد تا بتوان آن را به طور یکنواخت پخش کرد.